“مادر اجازه هست! کمی درد دل کنم”

مادر ! ==== “مادر اجازه هست! کمی درد دل کنم” از کوهٔ درد و رنج و غمِ خود قلیل کنم === مادر اجازه هست! کنم قصه را طویل تا پیش از آنکه شمع فروزان شود خجیل === مادر هنوز! قصهٔ من! نا نوشته ا...

حرف هزاره نیست، صدای تمام ماست

حرف هزاره نیست، صدای تمام ماست ای هموطن! قیام تبسم قیام ماست . تو هم هزاره ای اگر از میهن منی گر نیستی برو که دگر دشمن منی در دست اتحاد درفش دوام ماست ای هموطن! قیام تبسم قیام ماست . تنظیم ها تمامی م...

تماشاکرد_این_کاخ!

تماشاکرد_این_کاخ! این قصرهای همدم شب دید ما را مثل «#تبسم» دانه دانه چید ما را پیر و جوان ایل من را سر بریدند نه ساله طفل و پیر زن را سر بریدند دم بر نیاورد و تماشا کرد این کاخ خون تبسم خورد و حاشا ک...

««بهار!»»

««بهار!»» باکول «خلته»خوو دیست کد؛ اَلی گفته اُنجِست کد دانه خورگوو ره تیت کد؛ یک، دو و سه و بیست کد *** آجی «سپَن» خوو دود کد؛ نیگره خوده ماکوود کد دست دُووا را بال کد؛ از پاس آتی فووت کد !؟ *** آتی...

««اَلَه نوروز آمد، اَلَه…!»»

««اَلَه نوروز آمد، اَلَه…!»» ******* یاران بهار، به گوش، نوروز آمد** اَلَه نوروز آمد، اَلَه نوروز آمد یاران خمار به هوش، نوروز آمد** اله نوروز آمد، اله نوروز آمد برطرف چمن، جمع دل افروز آمد** ا...

««آبه قوما»»

به مناسبت درگذشت غم انگیز شیرزن تاریخ خونبار هزاره؛ نماد استقامت و مقاومت؛ تندیس صبر و بردباری؛ «آبی کلون»قوم ستمدیده آزره؛ بزرگ مادر، مردپرور معاصر؛ «آبه» رهبر ستم ستیز ما، شهید «بابه مزاری» و تسلیت...

نام تمام مردم ازین پس هزاره است

این داغ ، داغ تازه نسل هزاره نیست این اولین جنازه ای  نسل هزاره نیست از قلب رنج موج پی موج آمده از اوج درد فوج پی فوج آمده این خشم مردم است که با قهر می رود خون تبسم است که در شهر می رود بخت آور دلاو...

««فریاد بی صدا !؟»»

««فریاد بی صدا !؟»» «بی صدا فریاد» کرد و جان گرفت با «تبسم» هم «جهان» هم «جان» گرفت *** عشق را با قیمت جان«شور» داد مهر و عشق اش دامن کیوان گرفت *** اوج غربت، خشم بیدادش بسوخت سیل خونش، خانه ای دونان...

« گل دختر آزره؟!»

اگر آن«دختر آزره» ببرد از ما دل و جان را به چشمان چو بادام اش، سپردم روح و وجدان را **** «تبسم»های شرین اش، به شور آورد جهانی را به لبخند و زنخدانش، ببخشم جسم و هم جان را **** او با فریاد بی آهنگ،«سخ...

««فریاد بی صدا !؟»»

««فریاد بی صدا !؟»»   «بی صدا فریاد» کرد و جان گرفت با «تبسم» هم «جهان» هم «جان» گرفت *** عشق را با قیمت جان«شور» داد مهر و عشق اش دامن کیوان گرفت *** اوج غربت، خشم بیدادش بسوخت سیل خونش، خانه ای دون...