نگاهی به چهره صلح حکمتیار

گرچه عوامل مختلفی در تحولات و تصمیم های پشتونی دست دارد ولی عامل اصلی و بزرگ تحولات پشتونی، طیف بندی خونی و قومی است، در حال حاضر، غلزاییان از توان فکری بالایی برخوردارند هم زلمی در امریکا و هم اتمر در ارگ، سالها آرزو داشتند که تبعید شده های پشتون در شمال، از مهجوریت خارج شوند و تنها جنوب، پشتون شمرده نشود.

این توان فکری دست به دست هم داده و خیلی موفق تر از کرزی و طیف ابدالی عمل کرده اند. از دید آنها رده های پایین اداری اهمیت بیشتر از رده بالا دارد زیرا رده های بالا مدام در حال تغییر اند ازاینرو طی دو سال و اند اخیر، نیروی اجرایی زیادی در ادارات جابجا شده است، برنامه های زیادی برای رشد توان پشتونهای شمال که بیشتر غلزیی هستند، ریخته شده است.

قتل عام نیروهای نظامی در چند روز اخیر باید به دقت مورد توجه قرار گیرد که انها بیشتر از کدام طیف پشتونی بودند؟ و کدام طیف پشتونی از این قتل عام سود می برند؟ شناخت زیادی از نیروهای شهید شده وجود ندارد. تصور می رود جایگزینی آنها حساب شده خواهد بود چرا که شمال، برای غلزایی ها یک ارزو است.
.
از قرار گفته های اطرافیان حکمتیار، وی در این اواخر خیلی تند رو تر و اسلام گرا تر شده است. مشکل غنی و اطرافیانش ادارات و نیروی نظامی نیست چرا که دستکم بیست هزار نیروی واقعی حکمتیار بسیار علنی و صریح در اردوی ملی جابجا شده اند. بسیاری از نیروهای خیالی نیز به انها منتقل شده. پوست کنده باید گفت؛ بسیاری از سران هزاره و تاجیک و پشتون وغیره حقوق کلان ماهیانه را تحت عنوان جنرال دارای چند صد سرباز می گیرند. در واقع، هر کدام از آنها حقوق صدها سربازی را می گیرند که وجود خارجی ندارند. از این طیف آدمها زیاد اند و برخی نیز در سالیان اخیر بدون دلیل فوت کرده اند. در واقع، حقوق صدها و شاید هزاران سرباز خیالی هزاره یا تاجیک، از این پس به حساب سربازان واقعی پشتون وابسته غلزی خواهد ریخت. به علاوه، بیست هزار سرباز وابسته حکمتیار بصورت رسمی در اردو منتقل شده یا خواهد شد.
.
در ادارات نیز همانطور که افراد مطلع می دانند، در دوران غنی حتی نصب یک چایگر یک اداره، به امضای خود غنی است و همانطور که می گویند، دهها و صدها کارمند به دلایل مختلف اخراج شده و بجایش لیست های ارسالی طیف حکمتیار جایگزین شده است. به علاوه ۵۰ هزار بست خالی در اواخر عصر کرزی وجود داشت که امروزه از آنها سخنی به میان نمی آید و نشان میدهد که همه پر شده اند یا بصورت خیالی پر شده تلقی می شوند تا کدام چوپان را کمی آموزش بدهند و انجا منتقل کنند. از اینرو در عرصه اداری هم غنی و تیمش موفق بوده اند.
.
چالش اصلی غنی مسأله دین است. اگر نگاهی به تاریخ پشتون بیاندازیم، یکی از اصلی ترین عامل موفقیت ابدالیان و محمد زاییان، بهره گیری خوب از دین و کنترل کردن مولوی هاست و همه ی شاهان بانام «غازی» وغیره جایگاه دینی شان را درمیان جامعه شان تثبیت می کردند. غنی و تیمش میدانند، برای تداوم سلطه قومش، تنها اداره و اردو کافی نیست. چرا که با چند فتوای مولوی، می تواند کاملا بهم بریزد. استخدام دین نکته اساسی و حلقه مفقوده این تیم است. ازاینرو حکمتیار، گزینه خوبی است هم برای انتقال توان نظامی اش در اردو و هم انتقال نیروی کاری اش در ادارات و هم کانالی است برای استخدام و کنترل مولوی ها.
.
بد نیست بدانیم که از دید تیم غنی، مشکل هزاره و تاجیک وغیره مثل برف شب است که اهمیتی ندارد. فقط باید فرصت داد یا خود به خود آب می شود و یا در فرصت مناسب که باران بند آمد، جاروبش کنند. تمام توان هزاره ها در فرصت بسیار کم، صرف خود شان شده است و عملا تهدید به شمار نمی روند. تاجیک هم با درگیری داخلی شروع کرد: مسعود، مخالف عبدالله بود، اما هردو استخدام شدند ولی اکنون، هردو گوشه نشین اند. تلاش فراوان شده تا تئوری خود زنی که در میان هزاره ها اتفاق افتاد، در میان تاجیکان اجرا گردد تا با تغییر مداوم مهره ها، آنهارا بجان هم بیاندازند. این طرح، در ازبکها نیز اجرا شد که سر و صدای زیادی ایجاد کرد اما واقعا تأثیر گذاری ان و نیز تأثیر عملی آن هنوز روشن نیست.
به همین دلیل، شایسته است نخبگان و قلم بدستان عدالت خواه، هوشمندانه به چهره صلح حکمتیار توجه داشته باشند .

عبدالحکیم_کاظمی



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*