جنگ رسانه ای علیه جنرال دوستم شدت گرفته است:

dostomجنگ رسانه ای علیه جنرال دوستم شدت گرفته است:
در گزارشی که در ادامه می خوانید آمده است که پرونده جنایت جنگی جنرال دوستم روی میز دادگاه کیفری بین المللی لاهه قرار گرفته است. اما در پاسخ باید گفت این سخنان صرفا یک جنگ روانی و تبلیعاتی است. چرا که دادگاه لاهه اساسا و از بیخ صلاحیت رسیدگی ب اتهام جنرال دوستم را ندارد، زیرا اولا این دادگاه بعد از جنایات ارتکابی در افغانستان ایجاد شده و ثانیا، افغانستان هم بعد از وقوع جنایات جنگی دهه هفتاد شمسی ب آن ملحق شده است. مضافا، اتهام جنرال دوستم ب حدی نیست که این دادگاه بخواهد در آن ورود پیدا کند.

حال توجه شما را ب جنگ رسانه ای که در ادامه آمده جلب می کنم:

ارگ پرونده جنایات جنگی جنرال دوستم را به سر میز قاضی دادگاه لاهه گذاشته است:

یکی از قوی ترین کارت های بازی پشتونست های تکنوکرات در ۱۵ سال اخیر ترساندن جنگسالاران از محاکمه به ارتکاب جنایات جنگی در دادگاه بین المللی در لاهه موسوم به International Criminal Court بوده است. این در حالی بود که اکثریت تکنوکراتهای پشتونیست از خلیلزاد گرفته تا غنی، احدی، جلالی، اتمر و کرزی خود شان بحیث تیوریسین ها در کنار جنایتکاران از گلبدین گرفته تا حقانی و طالبان قرار داشتند. اما آنها در رکاب ماشین نظامی، پولی و سیاسی غرب بحیث تکنوکرات و دموکرات های کاذب از کارت جنگسالار و جنایت کار برای امتیاز گرفتن استفاده ای اعظمی نمودند.
دموکرات های کاذب نسبت به هر جنگسالار دیگر از جنرال دوستم با دو انگیزه قومی نفرت دارند: یکی نقش او در سرنگونی حکومت نجیب و دیگری نسل کشی طالبان بحیث فرزندان قبیله در دشت لیلی. چنانچه در ۱۵ سال گذشته هر باریکه دعوای حق و تقسیم عادلانه قدرت مطرح می گردید، پشتونستها فورا پرونده جنایات جنگی او را بر سر میز قاضی دادگاه جنایات جنگی در لاهه می گذاشتند و بدین ترتیب او را خاموش می ساختند و یا در خدمت خود می گرفتند. چنانچه خلیلزاد در کتاب خود نوشت:” هیچ جنگسالاری به اندازه دوستم کرزی را خشمگین نمی ساخت، اما ما برایش مشوره می دادیم برای توازن قدرت در شمال به او ضرورت داریم”.
منظور خلیزاد توازن قدرت در شمال بمعنای ثبات و عدالت در شمال نیست. هدف او استفاده از دوستم بحیث ابزار در سرکوب نیروهای ملی و فرزندان اصیل شمال و ایجاد بی اتفاقی میان اقوام غیر پشتون در شمال بود.
اما زمانیکه ماموریت خلیلزاد در افغانستان به پایان رسید، کرزی در جستجوی بهانه و گرفتن انتقام خون طالبان در دشت لیلی می گشت تا اینکه در مسئله ای جنجال دوستم با اکبربای ناخن افگار دوستم بدست کرزی افتید. کرزی مدت ۸ ماه دوستم را در خانه اش در کابل در محاصره و حبس خانگی قرار داد و حامیان خارجی خود را متقاعد ساخت که زمان انتقام و مجازات او فرا رسیده است و باید با زور و حتا دیسانت نیروهای امریکایی به خانه وی حمله کنند او را زنده و یا مرده دستگیر کنند.
دوستم که عضو جبهه ملی بحیث اپوزیسیون در تحت رهبری استاد ربانی و مارشال فهیم بود، بار ها از استاد ربانی، مارشال فهیم و امر الله صالح رییس امنیت کرزی التماس نمود که او را نجات دهند، سر انجام به وساطت آنها و نقش امر الله صالح در قناعت دادن غربی ها وی از عملیات انتقام جویانه ای کرزی نجات یافت، ولی کرزی گفت که او باید از افعانستان به ترکیه پناهگاه او تبعید شود. رییس جمهور ترکیه هوا پیمای شخصی خود را فرستاده و وی را به ترکیه از افغانستان انتقال داد. اما با تضمین دولت ترکیه او در انتخابات ۲۰۰۹ به شرط حمایت از کرزی دوباره به افغانستان برگشت. کرزی همچنان تلاش کرد که او را زمانیکه در یک پست تشریفاتی نظامی در ارگ ریاست جمهوری بحیث “رییس ارکان سرقومندانی اعلی قوای مسلح افغانستان” تقرر نموده بود زهر بدهد ، ولی با مداخله ترکیه کرزی دست از کشتن دوستم کشید.
در انتخابات ۲۰۰۹ زمانیکه دوستم از کرزی حمایت می کرد، اشرف غنی بحیث کاندید رقیب وی در روزنامه های غربی کرزی را متهم کرد که از یک جنایت کار جنگی دوستم کمک می گیرد. اما در انتخابات ۲۰۱۴ اشرف غنی خود دوستم را بحیث متحد خود در رقابت با داکتر عبدالله انتخاب کرد و عجالتا پرونده جنایات جنگی او را کنار گذاشت. چنانچه دوستم بخاطر جنایات گذشته اش معذرت خواست.
اما خلیلزاد اخیرا در یک مصاحبه در تلویزیون طلوع گفت که دوستم را من تشویق کردم که از جنایات گذشته اش از مردم افغانستان معذرت بخواهد. او همچنان از حکمتیار سلطان جنایتکاران افغانستان خواست پیش ازینکه توافقنامه صلح با دولت غنی را به امضا برساند از مردم افغانستان معذرت بخواهد. ولی تا حال حکمتیار نه تنها معذرت نخواسته است، با چشم سفیدی و بی شرمی خود را پاک ، بی گناه و قهرمان صلح معرفی کرده است.
چرا پشتونستها باری دیگر پرونده جنایات جنگی دوستم را روی دست گرفته اند؟
دوستم بحیث یک انسان احساساتی و خشونتگرا در صحبت اخیر خود دو اشتباه خیلی بزرگ کرد. این دو اشتباه آتش انتقام خون طالبان در دشت لیلی و سقوط حکومت داکتر نجیب را در دل و دماغ پشتونها از دموکرات تا کمونست، مجاهد و طالب و داعش باری دیگر شعله ور ساخت.
این دو اشتباه اینست:
۱) پراندن حکومت غنی مثل حکومت نجیب الله در ظرف دو ساعت
۲) یاد آوری نسل کشی طالبان در دشت لیلی و شمال کشور بحیث داکتر طالب کش
پشتونست ها با ضعف های دوستم خوب آشنایی دارند. ارگ چهار کارت بازی در برابر جنرال دوستم دارد:
۱) دادن چند کرسی تشریفاتی دیگر برای نزدیکان او از جمله پسر او باتور خان تا فرا رسیدن انتقام بدون سر و صدا
۲) جنگاندن او با تاجیکان و یا هزاره ها در شمال از طریق پروژه توطیه
۳) پیش کشیدن پرونده جنایات جنگی او در دادگاه لاهه توسط حامیان بین المللی شان
۴) فرار دادن او به ترکیه پناهگاه همیشگی او.

اما پرسش اساسی اینست که بر اساس کدام عدالت پرونده یک جنایتکار در دادگاه جرایم جنگی باز میشود ولی پرونده جنایتکار و تروریست معروف مثل حکمتیار بسته شده بحیث” د سولی اتل ” جای دوستم را پُر می کند؟

دکتر عارف احمدی



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*