نگاهی به نوشته های دوست عزیز اقای وطندار

نگاهی  به نوشته های دوست عزیز اقای وطندار vatadar

دوست ازما پرسید که اقای وطندار با آن همه تحلیل های مناسب که از ایشان گاهی میخوانیم  چرا در مسئله جنبش روشنایی بسیار تحلیل های ساده وعامیانه دارد . که اگر ایشان را نمی شناختم از تعبیرات شان به عنوان سینه چاکان مزد بگیر علیه حنبش عدالت خواهی ، شک نمی کردم . با این حال چرا ؟ برای مثال شما به این تعبیرات ایشان نگاه کنید ؟ !!

دو سوال و ششم میزان

اگر در این روز، فاجعه ی سنگین دیگری اتفاق بیافتد، آینده ی جنبش چگونه رقم خواهد خورد، پیامدهای این اتفاق برای مردم و کشور چه خواهد بود، و آیا جنبش روشنایی و یا سران جنبش روشنایی، پلان هم دارند؟

این سوال را بیشتر تیکه داران قومی به خورد افکار عمومی می دهند . که شاید با این ترفند اب را ، گل آلود کرده وماهی مراد که همانا سوار برگرده ای مردم باشد ، صید نماید . شگفت تر ازاین سوال قسمت اخر است که هنوز از پلان های عمومی جنبش که همان عدالت خواهی است بسیار عوام فریبانه مطرح می کند .

سوال مهم دیگری که می توان پرسید این است که اگر ترس از یک فاجعه ی سنگین دیگر، جنبش روشنایی را حتی از برگزاری یک تظاهرات مسالمت آمیز و مدنی بازدارد، پیامد آن برای جامعه ی مدنی افغانستان، و نیروهایی که برای ایجاد یک جامعه ی بهتر تلاش می کنند، چه خواهد بود. آیا باید هرچه را هرگونه که هست پذیرفت و دم بر نیاورد؟ یا نه، باید برای به دست آوردن خواست ها، دست به خشونت و وحشت آفرینی زد؟ یا …

در این فراز از پرسش ها ، دستپاچگی بیشتر مشاهده می شود  (پیامد از ترس برای جنبش عدالت خواهی ) این سوال دو پهلو را هم می شود برعلیه جنبش استفاده کرده وهم می شود به نفع اقدامات جنبش تحلیل کرد .

ولی بد بختانه  آن بخش از تفاله های تیکه داران را تحت عنوان واقعیت به بیان گرفتن ، شاید یکی از ضعیف ترین وساده ترین استدلال اقا ی وطندار باشد . شما به کلام اقای وطندار توجه کنید :

واقعیت آن است که پشت سر جنبش روشنایی، نارضایتی است، خشم است، حوصله های به سر رسیده است و آرزوی برابر بودن، برابر زیستن و برابر دیده شدن است. تا وقتی که دولت افغانستان و سیاستمداران کشور، این واقعیت ها را نبینند، و برای رفع آنها، گام های عملی و معنادار بر ندارند، احتمال هر اتفاق ناخوشایندی و هر فاجعه ی غیر قابل پیش بینی وجود دارد.

شما به فراز اخر از سخنان ایشان نگاه کنید هیچ پیام روشن ندارد  اینکه : احتمال هر اتفاق ناخوشایندی و هر فاجعه ی غیر قابل پیش بینی وجود دارد.

پس چه کنیم ؟!!! کلام بعدی شان نگاه کنید گیج کننده است .

حتی اگر جنبش روشنایی کاملا تسلیم هم بشود، جنبش ها و معترضین دیگری به میدان خواهند آمد. بسیار بعید است که با ترساندن و یا نادیده گرفتن، بتوان مردم را قانع کرد و یا برای همیشه از صحنه بیرون شان کرد.

ایشان می رسد به سوال آخر

آیا تظاهرات در ششم میزان، ضروری است؟

شما به تعبیرات اقای وطندار نگاه کنید

برداشت شخصی من آن است که جنبش با به راه انداختن تظاهرات در ششم میزان در مقابل دفتر ملل متحد در کابل، احتمالا هیچ دست آوردی نخواهد داشت، آن هم در صورتی که ( دعا می کنیم ) کدام اتفاق تلخی نیافتد. اما اگر فاجعه ای اتفاق بیافتد، جنبش و سران جنبش در تنگناهای بسیار بسیار جدی تر قرار خواهند گرفت.

پیش داوری بسیار کودکانه اگر نگویم خصمانه . دادخواهی در چهار چوب فعالیت های مدنی  از جمله کار های است که اقای وطن دار هیچ دست اورد برای ان قایل نیست . دیگر اصلا حرفی برای گفتن نماند  تا ما بیام بقیه صحبت های ایشان به تحلیل بگریم

تیر خلاص :

اقای وطندار حق وطنداری ادا کرده وبا یک تیر خلاص تمام ریشته های سازمان ملل متحد وتمام تحقیق های بیطرفانه ی دیگر را پنبه ساخته وتیر خلاص به آن شلیک کرده است . نسبت دادن هر کاری را به داعش جوک بچه های زیر ۷ سال است  . دوستی می گفت روز ار پسری کوچکم پرسیدم که فلان کار نادرست  را درخانه کی کرده ؟ در پاسخ به من گفت حتما کاری داعش بوده است .  دیگر این نسبت های کذای را بزرگ تر از گفتنش شرمش می اید تا چه رسید به چوک ولی اقای وطندار می گوید : 

بعضی از افراد مهم جنبش، دولت را درست و یا نادرست به دست داشتن در بمب گذاری متهم می کردند. گرچند شخصا باور دارم که آن حمله کار داعش بود، اما با تکیه بر اتهام فوق، می توان پرسید که سران جنبش حالا از کجا مطمین هستند که همان کار باز هم تکرار نخواهد شد.

– اگر خواست اصلی جنبش روشنایی هنوز هم تغییر مسیر برق است، این خواست، اهمیتِ آن را ندارد که به خاطرش جان هواداران جنبش به خطر بیافتد، و یا برای رسیدن به آن، ریسک سنگینی را محتمل شد. اگر شعارِ “درد ما برق نیست، فرق است” جدی است و جنبش خواست های جدی ترِ دیگری دارد، در این صورت، رسیدن به این خواست ها که هنوز حتی به صورت مشخص و روشن، تبیین نشده اند نه در یک هفته امکان دارد، نه در یک ماه، نه در یک سال و نه هم حتی در یک دهه.

طبق تحلیل ایشان برویم  با راکتیار ودار دسته ای ایشان برای پشتونیزه این کشور کمک کنیم  ویا لاقل به اندازه یک خرمن گوشت غزنوی و یا زوار دانش  یا کدام خردوان دیگر بساط معامله پهن کنیم  شهرک سازی راه بیندازیم . این راه نه جان شما به خطر می اندازد هم به پول می رسید وهم به تعدد زوجه  ، پس چه می خواهید ؟!!! گور پدر مردم .  تازه آن وقت با شعار های چون بازاری ، بی دین  ، لا مذهب  از فواید محبوب مردم سواری  چارنل لذت ببرید .

جنبش برای تببین این خواست های جدی و رسیدن به آن ها، به راهکار بسیار دراز مدت و حساب شده نیاز دارد، آن هم اگر اصلا توان چنین کاری را داشته باشد که شخصا شک دارم.

در ضمن، سران جنبش چند روز قبل، افتخار می کردند که اعتراض پیگیر بین المللی شان، ملل متحد را وادار کرده است که فاجعه ی دوم اسد را تحقیق کند. چرا نباید منتظر نتیجه ی این تحقیق ماند؟ عجله برای چه؟ چگونه شما در تظاهرات تان از ملل متحد، خواهان همدردی و یا رسیدگی به خواست های تان می شوید وقتی حتی نمی توانید مدتی منتظر روشن شدن نتایج تحقیق این سازمان بمانید؟

– در کنار تظاهرات در کابل، سکوت و یا توسل به خشونت در شرایط فعلی، انتخاب های دیگری از اعتراض در کشورهای خارجی گرفته تا تظاهرات و اعتراض در مناطق امن افغانسان و … هم وجود دارد. این انتخاب ها، کم هزینه تر هستند، تا حدودی کارآیی دارند، و تنگناهای جدی خلق نمی کنند، اما تکیه ی جدی تر بر آنها، نیاز به یک نگاه دوباره به شعار، زبان و رویکردِ سران جنبش دارد.

 ***

من درپاسخ ، به دوست عزیزم  ، نسبت به نوشته های جناب اقای عبدالله وطندار که از دوستان من نیز هست ،  قبل از پرداختن به اصل  پاسخ ، لازم دانستم  یک توضیح در مقدمه داشته باشم ، که در جواب کمک مان خواهند کرد . شاید تحلیل های ایشان بر گرفته از این تقسیم بندی باشد .

اسپنسر جانسون یک نویسنده زبر دست است وشاید با بسیاری از کتاب های آن آشنایی داشته باشید .

ایشان کتاب های زیاد دارد یکی از کتاب های بسیار پر فروش شان  کتاب : چه کسی پنیر مرا جابجا کرد ؟  می باشد . در این کتاب ایشان ابعادی ُاز قسمت‌های ساده و پیچیده‌ی وجود ما درقالب داستان چهار شخصیت خیالی ترسیم می کند .

موش‌ها: « اسنیف » و « اسکوری » و آدم کوچولوها، « هم » و « ها ».

این چهار شخصیت برای نشان دادن قسمت‌های ساده و پیچیده‌ی درون ما، بدون توجه به سن، نژاد یا ملیت، در نظر گرفته شده‌اند.

ما، گاهی اوقات ممکن است مثل ۱ : اسنیف عمل کنیم، که تغییرات را زود بو می‌کشد؛ در مقام عمل تردید دارد .

یا مثل  ۲ : اسکوری که به سرعت وارد عمل می‌شود.

گاه مانند ۳ : « هم » می‌شویم، که با انکار تغییرات در برابر آنها می‌ایستد، چرا که می‌ترسد به طرف چیزی بدتر کشیده شود. وضعیت از آن چه هست بد تر شود .

یا مثل  ۴ : « ها » که یاد می‌گیرد وقتی شرایط او را به طرف چیز بهتری راهنمایی می‌کند، خود را با آن تغییر وفق دهد.

با این توضیح بسیاری تحلیل ها را نمی توان به همین سادگی به سینه چاکان نسبت داد  این تحلیل ها بر گرفته  از همین تقسیم بندی شخصیت ادم ها است . کارش هم نمی شود کرد .

حال با این توضیح شما را به امتحان از خود دعوت می کنیم  ببنید جزوه کدام از این چهار دسته ادم ها هستید ؟ .

حال : کدام دسته از این شخصیت ها شخصیت بر تر است باز بر می گرد به تقسیم بندی به همان شخصیت های  چهار گانه . من نیز در این مورد اظهار نظر نمی کنم  قضاوت را به خوانندگان محترم می سپارم . ولی براحتی  خود و دیگران را با این متد می توان آزمایش کنیم .نتیجه تقریبی بدست بیاوریم .

خواندن این کتاب  کوچک را به همه دوستان توصیه می کنیم شاید برای من یکی از بینظیر ترین کتاب های است که در عمرم آن را خوانده ام .



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*