««تیشه به ریشه !؟»» (۴)

««تیشه به ریشه !؟»»
(۴)

«پنبه به جای دشنه؟؟!»
سالهای متمادی است که «افغانان هندی تبار» با استفاده از حربه های «زر و زور» به سختی تلاش نموده اند تا ریشه ها و تاریخ دیگران را حذف و نابود نموده و با جعل عنوان های «پشتو» بر مناطق و شهرهای مهم این سرزمین، خود را از ساکنان اصلی این کشور به شمار آوردند، تا از این طریق به عنوان جعلی و منفور «اوغان ستان» رنگ واقعیت بخشند!؟ اکنون که زمانه ای زور و کشتار و نسل کشی ها به پایان رسیده و دیگر این حربه های وحشتناک و خونین اثری چندانی ندارند، تلاش های جدیدی را، این بار با استفاده از «تزویر» روی دست گرفته اند که به نظر میرسد مؤثر بوده و آهسته و پیوسته در حال پیشرفت اند. افغان ملیتی ها این بار با گنجاندن کلمه منفور «افغان» در قانون اساسی و تسری آن بر تمام ساکنان کشور، نه تنها توانستند «ساکنان غیر اوغان» کشور را به راحتی به زیر چتر منفور «افغان» ببرند؛ بلکه، به گونه ای غیرمستقیم حتی بر ما منت هم گذاشته اند که دیگر ما را مهاجر نخوانند! بلکه از ساکنان واقعی این کشور بدانند؟؟!
جالب اینجاست که این بار به جای «دشنه» با «پنبه» سر می برند؟! زیرا، اکنون ما چنان به «دام رنگین تزویر» ایشان، گرفتار آمده ایم که نه تنها مخالفتی نداریم؛ بلکه، خود خواسته به این «طرح شیطانی» گردن نهاده و در گفتارها و نوشته ها مان، از این «عنوان های جعلی» بر مناطق تاریخی، به راحتی استفاده می نماییم؟؟ با این بهانه که گویا کلمه «افغان» عنوان ملت افغانستان بوده و شامل تمام اقوام و ملیت های ساکن کشور میگردد؛ چون در قانون اساسی کشور آمده است که: «هرکس در کشور افغانستان زندگی میکنند «افغان» اند»!؟ و با این استدلال که اگر ما عنوان های دولتی جدید همانند: «خاک افغان» را نپذیریم گویا به «وحدت ملی» لطمه زده ایم!؟ «وحدت ملی» که اساساً وجود خارجی نداشته و تنها در راستایی منافع «افغان ملیتی ها» و «پشتونیست ها»معنایی واقعی خود را باز می یابد.
is (19)
«پیشینه؟؟»

is (18)استقبال از این سلسله نوشتار از سوی دوستان گرامی در فضای مجازی و حقیقی و درخواست مکرر بسیاری از علاقه مندان بر ادامه این نوشتار و نیز تذکر به جا و مناسب برخی از عزیزان، برای بیان سابقه و «پیشینه» ای این طرح شیطانی، (پشتونیزه کردن کشور)؛ این قلم را واداشت که ضمن عذرخواهی از تأخیر در نشر پیشینه؛ در این قسمت«پیشینه» این بحث را به صورت گذرا به نشر سپارد.
is (18)
«پیشینه ای طرح شیطانی حذف و جایگزین؟؟»
طرح تغییر نام های مناطق مختلف از کشور که در دوران حکمرانی آل یحیی شدت گرفت، در واقع ادامه طرح ناسیونالیستی از نوع قیبله گرایی آن در«اوغانی» کردن «خرسان اسلامی» عصر عبدالرحمان خانی بود که به ضرب شمشیر، کشتار، نسل کشی، ویرانگری، بردگی و… باشدت تمام عملی گردید و در زمان «حبیب الله خان» نیز با فراز و فرود ادامه یافت؛ به جا و مناسب است که در این مجال، «پیشینه این طرح شیطانی» را به اجمال به مرور بگیریم:
۱) در عصر امان الله خان نواسه عبدالرحمان خان با ظاهر لیبرالی، این طرح تغییر مسیر داده و زمینه های تدوام سیاست های ظالمانه جدش در «اوغانی کردن» کشور، این بار با ساختار فرهنگی- اجتماعی و با شعار سیاسی گمراه کننده«جامعه ملی» اما، در قالب قومی و ساختار قبیله ای «ناسیونالیزم اوغانی یا پشتونی» کلید خورد و بعدها در زمان حاکمیت خاندان محمد زایی به اوج خود رسید.
۲) این روند که از پشتوانه فکری روشنفکرانی پشتونگرا همچون: محمود طرزی، محمدولی خان و… برخوردار بود، با جایگزین نمودن «گویش محلی و قومی پشتو» به جای «زبان ریشه دار و تاریخی فارسی- دری» پس از استقلال ظاهری کشور آغاز و عبدالحی_حبیبی«گویش پشتو» به جای زبان غنی، اصیل و تاریخی «فارسی- دری» به زبان رسمی کشور ارتقا یافت.
۳) از آنجا که «گویش پشتو» یک لهجه قومی- قبایلی بوده، تنها ساختار شفاهی داشت؛ طراحان پشتونیزه کردن کشور ناچار شدند برای ارتقا «پشتو» از یک «لهجه گفتاری» به یک «زبان نوشتاری» دست به ابتکار تازه زده و با تشکیل «پشتو تولونه» یا «فرهنگستان پشتو» در سال ۱۹۲۰میلادی، نخستین بار «الفبای» زبان پشتو را با استفاده از «الفبای» زبان دری به وجود آورند! و برای «آوا های ویژه» گویش پشتو، دست به ابتکار دیگری زده و بر تعداد الفبا ها با علایم خاص بیفزایند تا این زبان از حالت گویشی قومی صرف خارج و به یک زبان نوشتاری فراگیر تبدیل گردد.
۴) در زمان حکومت استبدادی «نادرشاه» روند ملی سازی و تحمیل اجباری زبان «پشتو» بر تمام ساکنان کشور شدت بیشتری گرفت. زیرا، در این زمان محمدگل خان وزیر داخله وقت، فشار بیشتری را در راستایی گسترش اجباری و فراگیرسازی زبان «پشتو» روی دست گرفت. شاه وی را بعنوان «رئیس تنظمیه» به ولایت های شمالی کشور اعزام داشت، محمدگل خان مردمان غیرپشتون (هزاره ها، تاجیک ها، ازبیک و…) را مجبور نمود که عریضه های حکومتی شان را به زبان پشتو بنویسند در غیر آن به عرایض ایشان ترتیب اثر داده نخواهد شد.
۵) محمدگل خان تنها به این اکتفا نکرد؛ بلکه، برای یارگیری در گسترش سریع زبان پشتو و نیز با هدف بر هم زدن ترکیب جمعیتی مناطق شمالی کشور، جماعتی زیادی از خانواده های پشتو زبان آن طرف خط دیورند را،(اوغان های ناقلین) به شمال کشور کوچ داده و در مناطق بغلان، بلخ، قندوز و… در سرزمین های حاصلخیز جای داد.
۶) در همان زمان دستور داده شد که تدریس در دانشگاه ها و موسسات آموزشی حتما باید به «زبان پشتو» صورت گیرد، و برای استاتید و معلمان در سراسر کشور، کورس های آموزشی «زبان پشتو» دایر گردید.
۷) در دهه سی خورشیدی با تأسیس«انجمن ملی تاریخ» گام بعدی برای پشتونیزه کردن کشور با صلابت تمام برداشته شد. اعضایی این انجمن با سرپرستی مؤرخ و محقق مشهور کشور «عبدالحی حبیبی قندهاری» این بار نه تنها تلاش های بسیاری را برای ارتقا زبان و فرهنگ پشتو در کشور به راه انداختند؛ بلکه، با زرنگی تمام به جعل و تحریف تاریخ روی آورده و صدها مقاله، نوشته و آثاری بسیاری را روانه ای بازار فرهنگ، ادب و تاریخ کشور نمودند.
عبدالحی_حبیبی
۸) عبدالحی حبیبی و جمعی از همکاران اش تنها به ارتقای زبان «پشتو» اکتفا نکردند؛ بلکه، در راستای اصیل و تاریخی نشان دادن زبان«پشتو»، دست
به جعل و تحریف جالب و تاریخی زدند. اینان با ساخت کتابی از جنس چرم؛ با بوق و کرنا اعلان نمودند که اثر بسیار کهن و تاریخی به زبان پشتو از «عهد غوریان» را به تازگی ها کشف نموده اند!؟ نام آنرا «پته خزانه» یا «گنج پنهان» گذاشتند!؟ این اثر دروغین که به شکل بسیار ماهرانه ای جعل شده بود، گرچه در آغاز از سوی دربار مورد استقبال و به صورت گسترده در رسانه ها بازتاب یافت؛ اما، به زودی اصالت آن از سوی دیرین شناسان فرانسوی مورد تردید قرار گرفت و صاحبان «پته خزانه» هرگز حاضر نشدند که برای تأیید اصالت و قدمت آن، «پُته خزانه» را در اختیار محققان فرانسوی قرار دهند. در نهایت؛ جز پاره از این «گنج پنهان» که توسط حبیبی در برخی نشریات کشور به نشر سپرده شده بود، اصل آن از نظرها«پت و پنهان» مانده و بار دیگر «پُته خزانه» برای همیش «پُت» شد.
۹) در همان زمان، طرح«پشتونیزه» کردن کشور در شاخه ها و زیر شاخه های مختلف آن، هزینه های هنگفتی را درپی داشت که در بودجه سالانه کشور منظور و به صورت رسمی از سوی دولت و دربار پرداخت میگردید.
۱۰) تغییر نام های اصیل و تاریخی بسیاری از مناطق کشور، تنها بخشی از «طرح شیطانی حذف و جایگزین» بود، که از همان سالهای نخست روی دست گرفته شد؛ طرحی که متأسفانه با شدت و ضعف تا کنون همچنان ادامه دارد … .



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*