نام تمام مردم ازین پس هزاره است


این داغ ، داغ تازه نسل هزاره نیست
این اولین جنازه ای  نسل هزاره نیست
از قلب رنج موج پی موج آمده
از اوج درد فوج پی فوج آمده
این خشم مردم است که با قهر می رود
خون تبسم است که در شهر می رود
بخت آور دلاور غزنی تو زنده ای
شهدخت رنج دوختر غزنی تو زنده ای
گلهای عمر چیده ای تو انقلاب ماست
اینک سری بریده ای تو آفتاب ماست
با غیرت شکسته دیگر سر نمی کنیم
خون تو را معامله دیگر نمی کنیم
با تیغ های … کوری چه فایده
با داغ روی داغ فکوری چه فایده
این تیغ دست کی است که بیداد می شود
ناموس ما بردست کی برباد می شود
رگ های چگونه دچار لکد شدند
مردان این قبیله …
دیری است برگ برگ شده خاک می شویم
یک یک اسیری … ضحاک می شویم
ویرانه ای همیشه تاریخ ماستیم
قربانی همیشه تاریخ ماستیم
آن خشم دیرساله دیگر منتشر شده است
ان بغز تلخ کهنه شده منفجر شده است
این ملک ، قوم قوم اگر پاره پاره است
نام تمام مردم ازین پس هزاره است
در غور سنگسار شدیم و شتافتند
در فاریاب سینه ما را شکافتند
وردوج را پدر به پسر داغ دیده ایم
قندوز را جگر به جگر داغ دیده ایم
دیدیم باغ باغ تب قندهار را
جوش لب بریده به جای انار را
پایان صبر کهنه مردم رسیده است
این کارد بر گلوی تبسم رسیده است
بخت آور دلاور غزنی!شهید صبر!
شهدخت رنج! دختر غزنی! شهید صبر!
خویشان تو شکسته به بی همتی ببخش
ما را برای این همه بی غیرتی ببخش
گنجشک را بخاطر چی پر بریده اند؟
فرزندکم! چگونه ترا سر بریده اند؟
خون تو پای مال تظلم نمی شود
کابوس سربریده تو گم نمی شود
سوگند می خوریم که گردن نمی نهیم
سرهای قاتلان تو بر تن نمی نهیم
این داغ ، داغ تازه نسل هزاره است
این آخرین جنازه نسل هزاره است
محمدی



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*