«جنبش ملی دادخواهی تبسم» از آغاز تا پایان

jat1«جنبش ملی دادخواهی تبسم» از آغاز تا پایان
**********
قسمت اول:

روز چهارشنبه بیستم عقرب ۱۳۹۴ش بزرگترین اجتماع ملی و میلیونی عدالتخواهی در کابل پایتخت افغانستان رقم خورد و به عنوان بی سابقه ترین و ماندگارترین روز دادخواهی و عدالتخواهی در تاریخ کشور ثبت گردید. این اجتماع بزرگ میلیونی زمانی رخ داد که سه روز پیش از آن، نیروهای وابسته به داعش ۷ تن انسان هزاره را که شامل سه زن و چهار مرد بودند، در ولایت زابل در جنوب افغانستان سربریدند. این حادثه با تمام حوادث ناگوار و ضد انسانی ای که در افغانستان رخ می دهد تفاوتهایی داشت:

اول: این شهدا مسافر و بی دفاع بودند.

دوم: سه تن از قربانیان زن بودند؛ از آنجا که زن در نگاه سنتی افغانستانی ها از حرمت خاصی برخوردار است، ذبح سه زن در این حادثه ی دلخراش خشم همه ی مردم افغانستان را برانگیخت. گر چه سال گذشته در حادثه ی خونین غور نیز یکی از مسافرانی که به دست طالبان شهید شد نوعروس بود، اما از آنجا که در افغانستان آدم کشی با سلاح گرم تبدیل به یک امری عادی شده در مقایسه با حادثه خونین زابل چندان احساسات عمومی جریحه دار نگردید.

سوم: دردناکترین ویژگی این حادثه جانکاه این بود که شکریه ی تبسم دختر کودک ۹ ساله یکی از شهدا و قربانیان بود. دقیقا این ویژگی در این حادثه نقطه ثقل و چاشنی اصلی جنبش ملی عدالتخواهی تبسم گردید.

چهارم: اینکه مردم افغانستان پیکرهای مطهر شهدای زابل را برای تشییع و دادخواهی به کابل پایتخت کشور، جایی که ارگ نشینان و سران قدرت حضور دارند، انتقال دادند تا علاوه بر تحت فشار قرار دادن سران دولت وحدت ملیبتوانند صدای دادخواهانه و عدالت طلبانه ی خود رابه گوش جهانیان برسانند. مطمئنا اگر اجساد پاک این شهیدان از همان اول به جاغوری منتقل و خاکسپاری می شد، آب از آب تکان نمی خورد، چنانکه تا پیش از این، خون دیگر شهیدان پامال گردیده و مورد غفلت قرار گرفته بود.

«جنبش ملی دادخواهی تبسم» فوق تصور بود و همه را غافلگیر و بهت زده ساخت. هیچ کس باور نمی کرد که یک تظاهرات همراه با تشییع تبدیل به یک جنبش بی بدیل و فراگیر ملی-تاریخی عدالتخواهانه شود. حقیقتا از هر کسی پرسیده شود، این رویداد را فوق تصور توصیف خواهد کرد. ساعت ۷ صبح روز بیستم عقرب حرکت از مصلی شهید مزاری(ره) در غرب کابل به مقصد ارگ ریاست جمهوری شروع شد و هر چه جمعیت به پیش می رفت، از هر کوچه و خیابان انسانهای بی شماری از هزاره و تاجیک و پشتون و ازبک و حتی اقلیتهای دینی سیک و هندو به این سیل جمعیت افزوده می شد، به گونه ای که در آغاز حرکت از هزاران نفر شروع شد و در جلو ارگ به یک میلیون نفر رسید. این جنبش از ۷ صبح تا ظهر یک تظاهرات بود و از همان دقایق نخست عصر، دیگر از اسم و رسم تظاهرات گذشت و تبدیل به «جنبش ملی دادخواهی تبسم» گردید. وقتی این جمعیت شکوهمند میلیونی ارگ را به محاصره درآوردند، همه ی مردم جهان اعم از دولت مردان و رسانه ها سر تعظیم فرود آوردند. رسانه های مثل بی بی سی که تا ظهر حتی کوچکترین خبری از این جنبش پخش نکرده بودند از دقایق نخست عصر آن روز به صورت زنده مورد پوشش قرار داد. دولت وحدت ملی عین و غین که از دیدن این جمعیت میلیونی عدالتخواه وحشت کرده بودند تلاش کردند تا مشکل را با فرستادن افراد واسطه در میان مردم حل کنند، اما مردم خواهان گفتگوی مستقیم با رئیس جمهوری بودند. پس از آنکه ضرب الاجل تظاهرات کنندگان مبنی بر گفتگوی شفاف و رو در رو با رئیس جمهور اشرف غنی به اتمام رسید، مردم تلاش کردند تا از موانع ورودی ارگ عبور کنند. از آنجا که مردم در ورود به ارگ به منظور بازخواست و استیضاح رئیس جمهور مصمم بودند، شلیک های نیروهای امنیتی نتوانست مانع ورود آنها به داخل ارگ شود و در نهایت با برجا گذاشتن ۸ زخمی توانستند داخل ارگ شوند. وقتی ارگ فتح شد، اشرف غنی و عبدالله حاضر به صحبت مستقیم با نمایندگان مردم گردیدند.

مذاکره نمایندگان مردم با اشرف غنی که به صورت زنده پخش می شد، به خوبی پیش می رفت که در این لحظه ی حساس تاریخی و سرنوشت ساز آقای محقق با حرفهای نسنجیده و توهین آمیز خود مظاهره کنندگان میلیونی مردم را آدمهای کوچه و بازاری خواند که در زمین بوریا و در آسمان حتی یک ستاره هم ندارند. علاوه بر این، نمایندگان مردم را افراد شکست خورده و ناکام از انتخابات خواند که صرفا برای تصفیه حساب شخصی با دولت مردم را به خیابان کشانده اند. او با این تعبیر سخیف خود «از لینگ شهدا می گیرند» به شهدا نیز بی احترامی کرد. این یاوه گویی های محقق اراده مذاکره کنندگان و مردم را تضعیف و روحیه ی از دست رفته ی اشرف غنی را به او برگرداند. پس از ناسنجیده گویی های محقق وقتی که نوبت به اشرف غنی رسید، از موضع بالا سخن گفت و به هیچ یک از خواسته های نمایندگان مردم قولی نداد و صرفا با یک ابراز همدردی تعارفی و قول انتقام خون شهدا از دشمنان بسنده کرد و جلسه ی مذاکره بی نتیجه به پایان رسید.
ادامه دارد
علی اکبر شریفی و عبدالله غفاری



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*