اختاپوس فساد!

 سرسخن: تردیدی نیست که انسان وحشی، تاریک زی و بی تاریخ، زمانی پا به جهان متمدن و روشن گذاشه، تاریخساز شد، که برای نخستین بار با خط و کتابت آشنایی یافت. ارزش خط و کتابت برای آدمی به اندازه ای بود که میتوان بی اغراق اعتراف نمود، که انسان با این کشف عظیم توانست ره صد ساله را یک شبه طی کند! بی شک انسان «خط دار» دیگر کاملاً متمایز از انسان «بی خط» بوده و مسیر دگرگون شده و متفاوت از گذشته را، در پیش گرفت.

 با خط و کتابت، تمدن های کهن شکل گرفتند و دانش های گوناگون پدیدار گشتند. دانشمندان و آگاهان جامعه با خط و سواد تربیت یافتند. بالخنه، مرکز تفکر و اندیشه انسانی با خط و کتابت به کار افتاده نهضت «خردگرایی» به راه افتاد. بر اساس نیاز جوامع، خیلی زود مراکز عملی و دانش اندوزی تأسیس گشت! هرچه این مراکز پیشرفت نمودند، دانشمندان و اندیشمندان خبره تری تربیت یافته وارد اجتماع شدند. دیگر تأثیرگذاری عجیب و عظیم دانش و دانشمند بر زندگی و بهروزی انسانها انکار ناپذیر گشت. زیرا، که همگام با پیشرفت دانش بشری، تمدن های عظیم نیز رخ نما گردید. هر تمدن تازه، وام دار تمدن پیشین و امانتدار تمدن های پسین گردید؛ بدینسان اندوخته های ارزشمندی از تجربه های انسانی سده های متوالی از نسلی به نسل های بعد انتقال یافته، ماندگار گردیدند.

دراین میان، هرملت و مردمی که به دانش و دانشمند بها دادند، یک گام جلو افتادند. زیرا، اینان توانستند با مهار بهتر طبیعت، و استفاده از گنجینه ها و اندوخته های خدادادی «مادر زمین» بیشترین بهره را ببرند. همین دانش و دانش اندوزی قدرت و نیروی بی کران و مهار ناشدنی را در اختیار ایشان گذاشت، که توانستند جهان را تسخیر کنند! برعکس هر ملت و مردمی که به دانش، دانشمند و دانشگاه های شان بها نداند، به مرور از قافله پیشرفت بشری عقب مانده در جا زدند! عقب ماندگی نادانی آورد و نادانی آگاهی را کنار زد؛ ناآگاهی، جهالت و نادانی بر تمام زوایای زندگی ایشان سایه افگن گردید.

عصر سرد سکوت!

 در چنین فضایی تاریک و مسموم، آدم نما های انسان خوار حاکم بر سرنوشت مردم سوار شده، نفاق انداخته و حکومت کردند. بدینسان انسانیت را به مسلخ کشانیده و انسان را به بهره کشی واداشتند! این گونه شد که همگان به همخواری عادت کردند! مثل کرم های خود خوار در هم لولیدند و همدیگر را دریدند، همانند علف های هرز در هم پیچیدند، خود عقب مانده، همدیاران شان را نیز عقب نگهداشتند و…! اینگونه شد که کاروان تمدن و پیشرفت بشری به پیش رفتند؛ اما، ما ماندیم، چون که به جان هم افتادیم، کشتیم و کشته شدیم! سوختیم و خاکستر شدیم! در جا زدیم و گرد خود چرخیدیم و… این گونه شد که همه چیز خود را از دست دادیم، پدران، برداران، خواهران و مادران مان کشته شدند! خانوداه ها از هم پاشید، سالها جنگیدیم و به جنگ و کشتار و خونریزی عادت کردیم و خود خونخوار همدیگر شدیم!؟

در دهه چهل که اندکی نسیم آزادی وزیدن گرفت، دیو استکبار و استبداد دست به دست هم داده پنجه بر زخم های ناسور، تعصب های ملی، قومی، سمتی، لسانی و مذهبی کشیدند و این زخم کهن ناشی از جهالت و نادانی دوباره دهن گشود. دانشگاه های کشور، اختصاصی گردید! «دری ستیزی» اوج گرفت و «فارسی زدایی» سرلوحه نظام استبدادی حاکم گردید. نظام فاشیست و فاسد که در شعار دم از عدالت و برابری میزد، در میدان عمل خود پرچمدار خاموش اعمال تعصب های قومی، لسانی و مذهبی بر علیه شهروندان کشور گردید. تبعیض و تعصب دیگر باره اوج گرفت، درب بسیاری از دانشگاه ها به روی فرزندان محروم هزاره همچنان بسته ماند! فرزندان این قوم بخاطر ساختار فزیکی و یا باورهای مذهبی، با تلخی تمام از ادامه تحصیل بازماندند.

 بقول شهید بابه مزاری:

«… مردم ما آنقدر در این کشور امین بودند، که همیشه «نفر خدمت» خانه های وزیران، سرمایه داران، فرماندهان اردو، افسران و درجه داران و… همه از این مردم بود! اما، این قدر امین نبودیم که در سرنوشت کشور سهیم باشیم و درب بسیاری از مراکز به روی ما بسته بود و…»

تکرار تاریخ تلخ!

امروز که به لطف و فشار بیگانه گان و با دموکراسی تحمیلی وارداتی داریم، اندک اندک به وادی آدمیت و همپذیری گام گذاشته، با بستن طوق تمدن به گردن، مشق همگرایی و دموکراسی میکنیم! از تمدن ستیزی و تمدن گریزی درآمده، داریم تمدن پذیر میشویم! برای برخی بسیار سخت است که بتوانند به سادگی از انحصارگرایی قومی و قبیله ای آبایی خویش، دست کشیده و دیگر به تمامیت خواهی نیندیشند! این جماعت حال که نمی توانند همچون اسلاف خائین و ستم پیشه ای خود، دیگران را با مثلث شوم «زور و زر و تزویر» محو فزیکی نمایند! ناچارند در فضایی جدید نقشه های شیطانی شان را، از راه های دیگر عملی کرده و با چراغ خاموش حرکت های ابلیسانه ای شانرا به پیش برند! بدینسان، همان اهداف تمامیت خواهی آبایی خویش را از راه های دیگر به گونه های پیشرفته و امروزی عملی نمایند و به جای شمشیر، دشنه، تفنگ و تپانچه این بار مردم هموطن شانرا با «پنبه» سر ببرند! .

همزمان با استقرار نظام جدید، در نخستین اقدام مراکز علمی و دانشگاهی کشور، نیز گشوده گشت. جماعت کم سواد، ناآگاه و خودخواهی که در دهه های چهل و پنجاه به سختی توانسته بودند، از سد دیپلم گذشته و مدرک لیسانس گرفته، بعنوان استاد، رئیس و مدیر زمامدار مراکز دانشگاهی و تحصیلات عالی گردند؛ این بار پس از عصر مهاجرت که سالهای متمادی در رستوران ها، هتل ها، تاکسی رانی و… در کشور های دور و نزدیک روزگار گذرانده بودند، در فضایی جدید با سؤاستفاده از سابقه کاری و نبود کادر علمی جایگزین و تازه نفس، بار دیگر «لیکچر» های خاک گرفته و تاریخ تیر شده شان را از صندوق های خاک خورده درآورده؛ دوباره رئیس، مدیر و استاد دانشگاه ها و دانشکده ها شدند.

جماعت جیب و جوال!

این جماعت که به قول آن عزیز، بیشتر در بند «جیب و جوال» خویش اند، تا اسیر احساسات قوم و قبیله؛ با استفاده به موقع از مدارک دانشگاهی خود، این بار نیز، همچون «اختاپوسی» بر بدنه تحصیلات عالی کشور، چسیپیده و زمامدار انحصاری آن گشتند. «کدر علمی» از خود ساختند، کرسی های تدریس را به جمع خود اختصاص دادند، تدریس را با همان «لیکچر» های کهنه و فرسوده از سر گرفتند، دانشجویان نخست ناچار بودند برای اخذ نمره قبولی با هر ساز استاد بی سواد خویش برقصند! استاد نماهای طمعکار برای درآمد بیشتر و مخارج روز افزون عیال، آلوده ای انواع فساد گشتند: رشوت گرفته نمره دادند! هدیه گرفته امضای قبولی دادند! فرزند «زوردار» را، از ترس مدرک دادند! در بهایی اعطای مدرک به دختران مظلوم دانشجو، شیطان صفت، گوهر عفت شان را ربودند! تعصب های ناروایی قومی، سمتی، لسانی و مذهبی را از سر گرفتند! لیاقت و شایستگی های دانشجو، در سایه ای سیاه تعصب های نژادی و مذهبی گم شد! نمره ها جا بجا گردید! نالایق های فلان قوم کامیاب گشته بالا رفتند! لایق های فلان ملیت، بدلیل قیافه و فلان باور و فلان منطقه و… ناکام مانده به زیر کشیده شدند! و…!؟

 فساد اوج گرفت، عملکرد فاسد علنی گشت، وقتی متوجه شدند، دیگر راه بازگشت وجود ندارد! هراس از اینکه طشت رسوایی از بام فساد شان نیفتد، در سدد برآمدند که از ورود استادان تازه نفس و پاک طینت به دانشگاه ها و کادر علمی دانشکده ها، به هر بهانه و به هر قیمتی جلوگیری کنند! این گونه به راحتی مدتی دوام آوردند. نظام فاسد حاکم که خود از همان قماش بوده و همانگونه تا «کاکوردگ» غرق در انواع فساد اداری، اخلاقی و … است. همان نظام اختاپوسی حاکم بر تحصیلات عالی را مطابق میل دانسته از آن سالهای سال حمایت کردند و یا حداقل خطاهای آشکار و پنهان شان را نادیده گرفتند.http://jaghori2.persiangig.com/jaghori1/danishjoyan/1.jpg

خیزش اصلاح خواهی!

دانشجویان مظلوم که سالهای سال شاهد این بی عدالتی، نابرابری و اعمال تعصب و تبعیض بودند، به هر مقام و جایگاه بالاتری که صدای شان میرسید، شکایت ها بردند و حکایت ها کردند! اما، در نهایت بدین نتیجه رسیدند که «ای بابا ماهی از سر گنده یه!» شکایت از «خَسکَر ده پیش شاه دزد» همانند «دنبه ده یاد گرگ دیدویه» کاری عبث و بیهوده! چاره ای جز آن ندیدند که با گرسنگی و تشنگی دادن به نفس خود، دست به تحصن زده، با اعتراض مدنی خاموش، با «اختاپوس فساد» زور آزمایی کنند! تا شاید بتوانند با تغیر و یا حداقل اصلاح این سیستم فاسد و خائین، فردای بهتری را برای خود و نسل های آینده رقم زنند.

دانشجو های نیک سرشت به خوبی میدانند از آنجای که دانشگاه ها که مسؤلیت تعلیم و تربیت مردان و مدیران آینده کشور را به عهده دارند؛ باید مدیران مدبر، کارآمد، شایسته و سازنده تحویل جامعه و کشور دهند! وگرنه از لانه های فساد، جز جوجه های فاسد، انتظار دیگر بیهوده است. یک کلام و ختم کلام اینکه؛ دانشگاه ها باید اصلاح شده باشند، تا بتوانند در فردای وطن، آبادگر و اصلاح کننده امور کشور باشند. وگرنه این حقیقت، انکار ناپذیر است که با افساد دانشگاه ها و مراکز تحصیلات عالی، تربیت شدگان فاسد وارد جامعه گردیده و زمام امور کشور را با همان اندیشه ناپاک، بدست خواهند گرفت. اندیشه های شیطانی و ناپاکی که بر کل کشور و سیستم تأثیر گذاشته و همه چیز را به فساد بیشتر خواهد کشانید! فساد مهار ناشدنی که افساد کل جامعه را درپی خواهد داشت؟

پس بیایید با حمایت همه جانبه از دانشجویان تحصن کننده «دانشکده علوم اجتماعی» دانشگاه کابل، نه تنها برای اصلاح سیستم این دانشکده، گامی مثبتی برداریم؛ بلکه، باید این آغازین گام را استوار برداشته، به ثمرات اندک آن اکتفا نکنیم، تا با گام های استوار تر بعدی، به اصلاح کل نظام فاسد «تحصیلات عالی» کشور بیندیشیم! چرا که این یک شعار نیست؛ بلکه یک حقیقت انکار ناپذیر است که:

با اصلاح دانشگاه ها، آینده کشور اصلاح و با افساد آن فردای وطن فاسد تر و محکوم به نابودی خواهد بود!؟


دیدگاه برای “اختاپوس فساد!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*